می دانم که سخت است اما مهربانی کنید و بالاغیرتا” این چند سطر را بخوانید: همه ما حکایت آن پیرمردی را شنیده ایم که در بستر مرگ٬ با صدایی که از لرزش آن پیدا بود که آخرین جرقه های آتش زندگانیش رو به خامشی است٬ پسرانش را فراخواند. پسران ماتم زده٬ که اندک اندک خود [...]
Archive for اکتبر, 2009
ان درز
Posted in Reports of Dedalus's crime and flight, در عین حال on اکتبر 26, 2009 | 1 نظر »
خرفستران را دوست بداریم تا دوستمان بدارند.
Posted in در عین حال on اکتبر 22, 2009 | بیان دیدگاه »
انسان با کشتن زندگی می کند٬ و نوعی حس گناه با این عمل همراه است. … حیواناتی که من کشته ام نیز باید به بقا ادامه دهند. …تا آنجا که از زندگی بیشه نشینان و رابطه بومیان امریکا با بوفالو اطلاع داریم٬ این رابطه بر احترام استوار است. جوزف کمبل.
کاین برکه جایگاه فساد است و [...]
از غارهای نئاندرتالی تا دیوارهای دیجیتالی
Posted in در عین حال, چراغهای رابطه on اکتبر 20, 2009 | 1 نظر »
برجمال تو چنان صورت چین حیران شد
که حدیثش همه جا بر در و دیوار بماند. حافظ
سابقه دیوار نویسی به پیش از اختراع دیوار می رسد. نئاندرتالها بر دیواره غارهایی که مسکن مهرشان در نتیجه ضامن بقای خودشان و نسلشان بود، نقاشی می کردند. احتمالا” مخاطب این دیوار نویسیها نیروهای مرموز و نادیده فراطبیعی بوده اند.
قرنها بعد و [...]
اندر باب خیاطی آینده
Posted in در عین حال on اکتبر 11, 2009 | 2 نظرات »
داستان “پیر منار مولف دن کیشوت” خورخه لوئیس بورخس شرح مساعی نویسنده ای است خیالی که می خواهد یک بار دیگر دن کیشوت سروانتس را عینا” بنویسد. بورخس مطابق معمول سر به سر خواننده می گذارد : “مقایسه دن کیشوت منار با اثر سروانتس نوعی کشف و شهود است. مثلا” سروانتس می نویسد (دن کیشوت٬ [...]
Posted in با احترامات فائقه, در عین حال on اکتبر 8, 2009 | بیان دیدگاه »
ساعت دقیقا” بیست و چهار بار می نوازد. پنجشنبه تمام شد و جمعه آغاز. آنانی که کسی را داشته اند که دعوتشان کند به میهمانی رفته اند. بی کسان به خیابانها ریخته اند در گریز از بی کسی و به جستجوی بی کسانی دیگر تا کسی شوند برای همدیگر. شهر در غوغای کسان و بی کسان می [...]
بنده عاشق زيره سبز هستم. چنین کنند بزرگان 1
Posted in چنین کنند بزرگان on اکتبر 8, 2009 | بیان دیدگاه »
سخنان آن بنده در باره همان بنده و برادرش برخلاف گفته های مسعود کیمیایی در باره ناصر که چند هزار نکته و مقداری تکه داشت برای بنده و برادر بنده که عاشق تسهیلات دولتی، رانت، اموال دولت و متنفر از زیره هستیم هیچ نکته ای نداشت.
-آيا شما و برادرتان تا به حال از حمايت هاي دولتي [...]
ادامه استعفا
Posted in Reports of Dedalus's crime and flight, در ستایش ابتدال on اکتبر 3, 2009 | بیان دیدگاه »
هواداری تیمی خاص در من نوعی هیجان و خلسه ایجاد می کرد که نتیجه اش لذتی احساسی و آدرنالین بنیاد! بود. در دم دمه های سی سالگی نه میلی به هیجان دارم نه احساس و خلسه لذتی می بخشد. بیشتر می پسندم که در کمال خونسردی با خردم توانایی های تکنیکی بازیکنان و هارمونی و هماهنگی یازده تن توانا برای رسیدن به [...]
استعفا
Posted in Reports of Dedalus's crime and flight, در ستایش ابتدال on اکتبر 1, 2009 | بیان دیدگاه »
قهرمانان بزرگ معمولا” یا در اوج خداحافظی می کنند یا صبر می کنند تا دیگران با آنها خداحافظی کنند.اما هیچ گاه خداحافظی هواداران جایی ثبت نشده است مگر آنانی که زیر آوار استادیومها مانده اند یا آنفاکتوس نموده شهید فوتبال شده اند. ددالوس اعتراف می کند که 21 سال است که پی گیر مشتاق فوتبال است و سالهاست که هواداری [...]