ساعت دقیقا» بیست و چهار بار می نوازد. پنجشنبه تمام شد و جمعه آغاز. آنانی که کسی را داشته اند که دعوتشان کند به میهمانی رفته اند. بی کسان به خیابانها ریخته اند در گریز از بی کسی و به جستجوی بی کسانی دیگر تا کسی شوند برای همدیگر. شهر در غوغای کسان و بی کسان می [...]
بایگانیِ دستهٔ ‘با احترامات فائقه’
ارسالشده در با احترامات فائقه, در عین حال در اکتبر 8, 2009 | بیان دیدگاه »
مته به خشخاش
ارسالشده در به عبارت دیگر, با احترامات فائقه, در ستایش ابتدال در سپتامبر 22, 2009 | بیان دیدگاه »
دیروز در صفحه آخر روزنامه اعتماد گزارشی از «مراسم گرامیداشت روز ملی سینما» منتشر شد. چون هنوز سایت آن روزنامه به روز (یا به دیروز) نشده لینک نداریم. مسعود کیمیایی در این مجلس درباره ناصر تقوایی چیزهایی گفته که از جهاتی جالب است. متن روزنامه عینا اینچنین است:» یا باید برای ناصر زیاد گفت یا اصلا» [...]
ارسالشده در After the race, با احترامات فائقه, سامانه نشاط در سپتامبر 22, 2009 | بیان دیدگاه »
دن کیشوت در حالیکه دو انگشت دست راستش را به نشانه پیروزی گذشته و دو انگشت دست چپش را به نشانه پیروزی آینده اش هوا کرده بود دهش را به قصد نبرد با آسیابهای بادی ترک کرد. سلاحش در این کارزار سهم تنها بازمانده جوهر انتخابات بود بر هر چهار انگشت آخته اش.
تاج خواری
ارسالشده در با احترامات فائقه در اوت 4, 2009 | بیان دیدگاه »
مكاشفات
ارسالشده در به عبارت دیگر, با احترامات فائقه, سامانه نشاط در سپتامبر 18, 2008 | 3 دیدگاه »
زير نويس سريال (پي دار) هاي تلويزيون حاج عزت: گفتار: امشب قرمه سبزي درست كن. مي خوام بيام امشب حسابي قرمه سبزي بخورم. دلم واسه بوي قرمه سبزي لك زده زير نويس: چند وقته شب پيشت نموندم. زده بالا.برو حموم تر تميز كن. اون سياهه رو بپوش. من يه غذايي ميگيرم سر راه وقتمون تلف نشه كه داره از [...]